أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

245

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و اين دو سه بيت بصادق عليه السّلام نسبت كنند « 1 » كه وى گفته است « 2 » : فى الأصل كنّا نجوما يستضاء بنا * و فى البريّة « 3 » نحن اليوم برهان نحن البحور التّى فيها لغائصها « 4 » * درّ ثمين و ياقوت و مرجان منازل « 5 » القدس و الفردوس نملكها * فنحن للقدس و الفردوس خزّان من شذّ عنّا فبرهوت مساكنه * و من أناب « 6 » فجنّات و ولدان عكرمه گفت : مراد به [ نجوم ] رجوم است آن ستارگانى كه به آن شياطين را رجم كنند چون قصد استراق سمع كنند ، هر نجمى از آن رجمى است شيطانى را كه قصد كارى كند كه ويرا نباشد ؛ و جعلناها رجوما للشّياطين ؛ و هر نجمى ازينان رجمى است شياطين انس را چون تعاطى كارى كنند كه ويرا نباشد ؛ تا بهرى را بنور حجّت قهر كنند و بهرى را بنار سطوت بسوزند . ضحّاك گفت : مراد نجوم قرآن است كه خداى

--> ( 1 ) - - استعمال كلمهء [ نسبت ] با لفظ « كردن » با هم در كلمات فصحا فراوان است از آن جمله است اين بيت حافظ : « گر رنج پيشت آيد و گر راحت اى حكيم * نسبت مكن به غير كه اينها خدا كند » ( 2 ) - - اين اشعار را ابن شهر آشوب ( ره ) نيز در مناقب به حضرت صادق ( ع ) نسبت داده بلكه از آن حضرت دانسته زيرا در آن كتاب تحت عنوان « فصل فى معالى أموره » بلفظ « و يروى له ( ع ) » نقل كرده ( ص 53 جزء خامس از چاپ هند ) و مجلسى ( ره ) نيز در مجلّد يازدهم بحار ( ص 112 چاپ امين الضرب ) از آن كتاب نقل كرده است . ( 3 ) - - در مناقب و بحار : « للبريّة » و آن نسخه بهتر است . ( 4 ) - - در مناقب و بحار : « لغائصكم » و نسخهء متن بهتر است . ( 5 ) - - در مناقب و بحار : « مساكن » . ( 6 ) - - در مناقب و بحار : « أتانا » و آن بهتر است .